سيد على اكبر برقعى قمى
66
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
و خوشطبع را گويند و زن را كه چنان باشد بزيعه گويند و ابن بزيع كنيت محمّد بن اسماعيل بن بزيع است از ثقات اصحاب حضرت رضا و حضرت جواد عليهما السّلام . « 1 » بساسيرى : با فتح باى ابجد و سين بىنقطه و كسر سين دوّم ياقوت گفته منسوب است به بسا ، كه شهرى است در فارس و آن را « فسا » گويند و در نسبت فسوى آيد و بر خلاف قياس بساسيرى در نسبت بسا آمده است و ابو الحرث ارسلان بن عبد اللّه بساسيرى كه بر القائم بامر اللّه خروج كرد و او را از بغداد بيرون كرد و به نام المستنصر عبيدى صاحب مصر در جامع منصور بغداد خطبه خواند و بر اذان « حىّ على خير العمل » بيفزود تا آنگاه كه طغرل بيك سلجوقى با بساسيرى بجنگيد و بر او ظفر يافت و در سال 451 او را بكشت و القائم باللّه را به بغداد برگردانيد بدان منسوب است . نگارنده گويد : « اين نسبت نيز درست نيست زيرا بساسيرى از تركان است و از مردم فساى فارس نيست و تاكنون ندانستم چرا او را بساسيرى گفتهاند » . بسّامى : با فتح باى ابجد و سين بىنقطهء مشدّد منسوب است به بسّام كه نام جدّ سوّمين ابو الحسن علىّ بن محمّد بن نصر بن منصور بن بسّام بغدادى است معروف به ابن بسّام از شاعران توانا و صاحب كتاب مناقضات الشعراء و كتاب الرسائل و كتاب اخبار عمر بن ربيعه و اين دو بيت نمونهء طبع نيكوپرداز اوست : و كانت بالصراة لنا ليال « 2 » * سرقناهن من ريب الزمان جعلنا هن تاريخ الليال * و عنوان المسرة و الامان گويند : « هيچ امير و وزيرى از هجو بسّامى سالم نماند » . و در سال 303 درگذشت و بسّام كسى است كه بسيار لبخند دارد . « 3 » بستى : با ضمّ باى ابجد و سكون سين بىنقطه منسوب است به بست « 4 » از توابع كابل پايتخت افغانستان و ازآنجاست ابو الفتح علىّ بن محمّد بستى از اعلام كاتبان و مترسّلان و شاعران و به زبان عربى و فارسى هر دو شعر گفته است و قصيدهء نونيهء او كه مطلعش اين است :
--> ( 1 ) - از آن جمله است : چند تن از محدّثان ديگر بدين شرح : بزيع ازدى ، بزيع كوفى ، بزيع مخزومى ( لغتنامه / دهخدا : 10 / 1052 ) . ( 2 ) - صراة : با فتح صاد بىنقطه نام دو نهر است در بغداد كه يكى را صراة كبرى و ديگرى را صراة صغرى گويند ( لغتنامه / دهخدا : 31 / 183 ) . ( 3 ) - ابن خلّكان گويد : « متوكّل عبّاسى از كثرت عداوتى كه دربارهء حضرت على و امام حسين عليهما السّلام داشته در سال 236 قبر حضرت حسين عليه السّلام را با اصول و ابنيهاش منهدم ساخته و مردم را از زيارت آن مرقد مانع گشت و به شخم كردن و آب بستن به آن فرمان داد بدين مناسبت بسّامى اشعارى سرود ، از آن جمله است : تاللّه ان كانت اميّة قد أتت * قتل ابن بنت نبيها مظلوما فلقد اتاه بنو ابيه بمثله * هذا لعمرك قبره مهدوما اسفا على ان لا يكونوا شاركو * فى قتله فتتّبعوه رميما » . ( رهبر دانشوران / سيّد على اكبر برقعى : 41 - ( خطى ) . ( 4 ) - بست : شهرى در محلّ التقاى دو شعبهء رود هيرمند و بين سيستان و غزنين و هرات واقع است و آن مركز قيام حكومت يعقوب ليث صفّار بود و امروز در خاك افغانستان مىباشد ( لغتنامه / دهخدا : 11 / 18 ) .